«هفهاف» از دليران بصره و از بزرگان آن سرزمين بهشمار بود و در زمره ياران نامدار على(ع) قرار داشت. در جهادهاى سهگانه آن حضرت، شركت داشته و دلاورىها نشان داده بود و از سرداران ياران اميرالمؤمنين بهشمار مىرفت. در جهاد صفّين، از طرف على به فرماندهى عشيره اَزْد بصره منصوب شده بود. پس از شهادت على، يار باوفاى حسن و فدايى غمخوار حسين بود و در دوستى آنان پاىدار و ثابتقدم. هفهاف، در بصره شنيد كه حسين(ع) از مكه بيرون شده و رهسپار عراق گرديده است. از بصره بيرون شد و بهسوى كوى شهادت دويدن گرفت.
وقتى به زمين كربلا رسيد كه حماسه شهادت پايان يافته و كار از كار گذشته و حسين كشته شده بود. هفهاف بهدرون سپاه يزيد رفت و پرسيد: خبر چيست و حسين كجاست؟! پرسيدند: تو كيستى؟
گفت: من هفهاف راسبى هستم و از بصره به يارى حسين آمدهام.
گفتند: اين خيمهگاه حسين است كه لشكر بدان هجوم كرده، تاراج مىكنند! و اينان دختران رسولند، كه به اسارت، گرفته شدهاند!
هفهاف كه اين خبر شوم را شنيد و از شهادت پيشواى شهيدان و تاراج خرگاهش و اسارت بانوان حرم، آگهى يافت. شمشير از نيام بر كشيد و بر لشكر يزيد بتاخت و به جنگ پرداخت. جمعى از آن مردم را به دوزخ فرستاد و يكتنه به نبرد ادامه داد. زخم بسيارى برداشت و سراپا آغشته به خون گرديد. دورش را گرفتند و شهيدش ساختند.