پيش از اسلام عرب، جنگ در اين ماه را حرام ميدانست و ترك مخاصمه ميكرد؛ لذا از آن زمان اين ماه بدين اسم نامگذاري شد.[1] و روز اول محرم را اول سال قمري قرار دادند.[2] در توضيح اينكه چرا ماههاي ديگر كه جنگ در آنها حرام است، محرم ناميده نميشود ميتوان گفت: چون ترك جنگ از اين ماه شروع ميشد به آن محرم گفتند.
اين ماه در مكتب تشيع يادآور نهضت حضرت سيدالشهدا و حماسهي جاودان كربلاست.
اين ماه، يادآور دلاورمرديهاي ياران باوفاي اباعبدالله الحسين(ع)، فداكاريهاي زينب كبري(س)، حضرت سجاد(ع) و همهي اسراي كاروان امام حسين(ع) است. اين ماه، يادآور خطبهها و شعارهاي آگاهي بخش سالار شهيدان، نطق آتشين حضرت زينب(س) و خطابهي غراي زين العابدين(ع) است.
اين ماه، يادآور استقامت حبيب بن مظاهر و شهادت عون و جعفر است.
آري اين ماه، ماه پيروزي حق بر باطل است.
محرم از منظر ائمه(عليهم السلام)
از امام هشتم شيعيان چنين نقل شده است:
«وقتي محرم فرا ميرسيد، پدرم خندان ديده نميشد، حزن و اندوه تا پايان دههي اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصيبت و گريه ايشان بود.»[3]
همچنين حضرت امام رضا(ع) دربارهي عاشورا ميفرمايد:
«كسي كه عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريهاش باشد، خداوند قيامت را روز شادماني و سرور او قرار خواهد داد.»[4]
1ـ نماز: اين شب چند نماز دارد كه يكي از آنها به شرح ذيل است:
دو ركعت، كه در هر ركعت بعد از حمد يازده مرتبه سورهي اخلاص خوانده شود.
در فضيلت اين نماز چنين آمده است:
«خواندن اين نماز و روزه داشتن روزش موجب امنيّت است و كسي كه اين عمل را انجام دهد، گويا تمام سال بر كار نيك مداومت داشته است.»[5]
2ـ احياي اين شب.[6]
3ـ نيايش و دعا.[7]
اول محرم هر سال اولين روز سال قمري است. از امام محمد باقر(ع) روايت شده است: «آن كه اين روز را روزه بدارد، خداوند دعايش را اجابت ميكند، همانگونه كه دعاي زكريا(ع) را اجابت كرد.»[8]
دو ركعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار دعاي زير قرائت گردد:
«اللّهم انت الاله القديم و هذه سنةٌ جديدةٌ فاسئلك فيها العصمة من الشيطان و القوَّة علي هذه النّفس الامّارة بالسُّوء»[9]
بارالها! تو خداي قديم و جاوداني و اين سال، سال نو است، از تو ميخواهم كه مرا در اين سال از شيطان حفظ كني و بر نفس اماره (راهنمايي كننده) به بدي پيروز سازي.
در چنين روزي كاروان امام حسين(ع) در سال 61 ه .ق وارد سرزمين كربلا شد و با ممانعت لشكر حرّ مجبور به توقّف در آنجا گرديد.[10]
از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است:
«هر كس در اين روز روزه بگيرد، خداوند دعايش را اجابت كند.»[11]
در آن روز سپاه عمر بن سعد وارد كربلا شد.
بينتيجه بودن مذاكره حضرت سيدالشهداء(ع) با عمر بن سعد براي وادار كردن لشكر وي به ترك جنگ و دعوت او و لشكرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.
روزه گرفتن مستحب است.
تاسوعاي حسيني، روز محاصرهي امام حسين و اصحابش در سرزمين كربلا توسط سپاه شمر.[12]
1ـ چند نماز براي اين شب در روايات آمده است كه يكي از آنها چنين است:
چهار ركعت نماز كه در هر ركعت بعد از سورهي حمد، 50 بار سورهي اخلاص خوانده ميشود. پس از پايان نماز، 70 بار «سبحان الله و الحمدالله و لا اله الاّ الله و الله اكبر و لا حول و لا قوة الاّ بالله العليّ العظيم» خوانده شود.[13]
2ـ احياي اين شب كنار قبر امام حسين(ع).[14]
3ـ دعا و نيايش.[15]
1ـ عزاداري بر امام حسين(ع) و شهداي كربلا، در اين مورد از امام رضا(ع) نقل شده است:
هر كه كار و كوشش را در اين روز، رها كند، خداوند خواستههايش را برآورد و هركه اين روز را با حزن و اندوه سپري كند، خداوند قيامت را روز خوشحالي او قرار دهد.[16]
2ـ زيارت امام حسين(ع).[17]
3ـ روزه گرفتن در اين روز كراهت دارد؛ ولي بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشاميدن خودداري شود.[18]
4ـ آب دادن به زائران امام حسين(ع).[19]
5ـ خواندن سوره اخلاص هزار مرتبه.[20]
6ـ خواندن زيارت عاشورا.[21]
7ـ گفتن هزار بار «اللّهم العن قتلة الحسين(ع)».[22]
ورود كاروان اسيران كربلا به كوفه و شهادت حضرت سجاد(ع) در سال 94 ه .ق.
1ـ روز ازدواج حضرت علي(ع) و حضرت زهرا(س) در سال سوم قمري.
2ـ روزهي اين روز مطلوب است.[23]
[1] مصباح كفعمي، ص 509.
[2] فرهنگ عاشورا، ص 405، جواد محدثي.
[3] وسائل الشيعه، ج 5، ص 394، حديث 8.
[4] همان، حديث 7.
[5] بحارالانوار، ج 98، ص 333؛ وسائل الشيعه، ج 5، ص 294، حديث 1؛ مفاتيح الجنان، ص 286.
[6] مصباح المتهجد، ص 783.
[7] بحارالانوار، ج 98، ص 324.
[8] عروه الوثقي، ج 2، ص 243؛ وسائل الشيعه، ج 7، ص 347، حديث 3.
[9] بحارالانوار، ج 98، ص 334.
[10] فرهنگ عاشورا، ص 406.
[11] عروه الوثقي، ج 2، ص 242؛ وسائل الشيعه، ج 7، ص 348.
[12] وسائل الشيعه، ج 7، ص 339، حديث 1.
[13] همان، ص 295، حديث 4 و 5.
[14] بحارالانوار، ج 98، ص 340.
[15] همان، ص 338.
[16] بحارالانوار، ج 98، ص 43، حديث 5.
[17] كامل الزيارات، ص 174، حديث 5 و 6.
[18] وسائل الشيعه، ج 7، ص 338، حديث 7.
[19] كامل الزيارات، ص 174، حديث 5.
[20] وسائل الشيعه، ج 7، ص 339، حديث 8.
[21] كامل الزيارات، ص 174.
[22] مفاتيح الجنان، ص 298.
[23] بحارالانوار، ج 98، ص 345، حديث 1.